۶ کشف بزرگ زیستشناسی که نوبل نگرفتند؛ از DNA تا پروژه ژنوم انسان
چرا بعضی کشفهای مهم نوبل نمیگیرند؟
هر پاییز، کمیته نوبل نام چند برنده را اعلام میکند و چند ماه بعد، مدال و پول به دستشان میرسد. با این حال، فهرستی بلندبالا از دستاوردهای تأثیرگذار هست که بیرون از دایره افتخار باقی ماندهاند. محدودیت سهنفره، شرط زنده بودن برنده و پیچیدگی پروژههای تیمی از جمله دلایل این غیبت هستند.
به گزارش دیجیاتو، شش پژوهش مهم در زیستشناسی وجود دارد که هر کدام دنیا را تغییر دادند، اما جایزه را نگرفتند. در ادامه، هر کدام را جداگانه مرور میکنیم.
DNA: ماده وراثتی شناخته شد، ولی جایزه نرسید
سال ۱۹۴۴، «اسوالد ایوری» و دو همکارش «کالین مکلئود» و «مکلین مککارتی» ثابت کردند DNA همان مادهای است که ویژگیها را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند. پیش از آن، بیشتر دانشمندان پروتئین را مسئول این کار میدانستند، چون ساختار پیچیدهتری داشت.
ایوری میکروبشناس بود و روی باکتری ذاتالریه کار میکرد. او عصاره باکتری را جدا کرد و هر بار یکی از سه مولکول DNA، RNA و پروتئین را تخریب کرد. وقتی DNA از بین رفت، انتقال ویژگیها هم قطع شد. نتیجه مقاله سال ۱۹۴۴ منتشر شد.
ایوری چند بار نامزد نوبل شد، اما بسیاری از پژوهشگران هنوز به نقش پروتئین اعتقاد داشتند. او دو سال بعد از انتشار ساختار مارپیچ DNA توسط واتسون و کریک، درگذشت و فرصت دریافت جایزه را از دست داد.

حافظه و هیپوکامپ: نقشهبردار مغز که نوبل نگرفت
سال ۱۹۵۳ عمل جراحی مغز بیمار «هنری مولیسون» را از حافظه رویدادها محروم کرد. «برندا میلنر» از سال ۱۹۵۷ شروع به مطالعه منظم او کرد و نشان داد هیپوکامپ برای ثبت خاطرات تازه ضروری است، اما حافظه رویهای (یادگیری مهارتهای حرکتی) در بخش دیگری از مغز ذخیره میشود.
میلنر بعدها با کمک فناوری PET نخستین نقشهبرداری عملکردی از مغز زنده را انجام داد. او در ۲۰۱۴ جایزه کاولی را با دو محقق دیگر تقسیم کرد. یک ماه بعد، یکی از آن دو نفر به خاطر کشف نقش دیگری از هیپوکامپ نوبل گرفت، اما میلنر در ۱۰۸ سالگی هنوز به این جایزه نرسیده است.
سلولهای بنیادی: نخستین شواهد مستقیم بدون نوبل
تا دهه ۱۹۵۰، وجود سلولهایی که همه انواع سلولهای خونی را بسازند فقط یک فرضیه بود. «جیمز تیل» و «ارنست مککالاک» با الهام از اثر پرتوهای اتمی روی DNA، آزمایشی طراحی کردند.
آنها سلولهای مغز استخوان موش را در معرض پرتو قرار دادند و الگوی آسیب هر سلول را زیر میکروسکوپ ثبت کردند. سلولها را به موش دیگری منتقل کردند و مشاهده کردند گرههای طحال حاوی چند نوع سلول خونی با الگوی آسیب یکسان هستند. این یعنی همه سلولها از یک سلول مادر آمدهاند.
گزارش سال ۱۹۶۳ همراه دانشجویشان «اندی بکر» منتشر شد و بعدها پژوهشهای «دونالد متکالف» و «لئو زاکس» هم به درک بهتر سلولهای بنیادی کمک کرد. با وجود این، محدودیت سهنفره نوبل مانع شد تا این تیم جایزه را بگیرد.

انتقال پیام سلولی: پلی میان ژنتیک و سرطان
سلولها دائما پیامهایی از محیط دریافت میکنند که سرنوشتشان را تعیین میکند. «تونی پاوسون» در دهه ۱۹۸۰ نشان داد گیرندههای تیروزین کیناز با افزودن گروه فسفات به تیروزین، پروتئینهای حاوی بخش SH2 را جذب میکنند و زنجیره واکنشها را آغاز میکنند.
این کشف راه را برای درک بهتر سرطان و دیابت باز کرد. چند داروی سرطان امروزی دقیقاً همین مسیرها را هدف قرار میدهند. پاوسون سالها نامزد نوبل بود، اما در ۲۰۱۳ و در ۶۰ سالگی درگذشت و فرصت دریافت جایزه را از دست داد.
سلولهای گلیال: از «چسب» تا معمار سیناپس
برای سالها، سلولهای گلیال فقط نقش پشتیبان ساختاری نورونها را داشتند. «بن برس» در دانشگاه استنفورد روشی ابداع کرد تا این سلولها را جداگانه بررسی کند.
او در سال ۲۰۰۵ نشان داد آستروسیتها با آزاد کردن پیامهای شیمیایی، تشکیل سیناپسها را کنترل میکنند و میکروگلیاها هم سیناپسهای غیرضروری را حذف میکنند. برس در ۲۰۱۷ درگذشت و بسیاری معتقدند اگر زنده میماند، شانس بالایی برای نوبل داشت.
پروژه ژنوم انسان: توالی سه میلیارد جفتباز بدون جایزه
سال ۱۹۹۰ مؤسسه ملی تحقیقات ژنوم انسانی آمریکا پروژهای بینالمللی را آغاز کرد تا کل DNA انسان را بخواند. «جیمز واتسون» از مدیران اولیه بود.

سال ۱۹۹۸ «کریگ ونتر» پروژه خصوصی سلرا ژنومیکس را راه انداخت و رقابت شدیدی شکل گرفت. سرانجام در ۲۰۰۱ نتایج اولیه و در ۲۰۰۴ نسخه کاملتری منتشر شد. دانشمندان هنوز در حال پر کردن شکافهای کوچک هستند.
این پروژه مبنای شناسایی ژنهای بیماریزا و طراحی داروهای جدید شد، اما هزاران پژوهشگر در آن شرکت داشتند و انتخاب سه نفر برای نوبل دشوار بود. ونتر بهار امسال درگذشت و دیگر امکان دریافت جایزه را ندارد.
نکته
توجه: جایزه نوبل فقط به افراد زنده تعلق میگیرد. بنابراین هر قدر کشف مهم باشد، اگر پژوهشگر پیش از اعلام برندگان از دنیا برود، شانسش از دست میرود.
سؤالهای رایج
چرا تعداد برندگان نوبل محدود به سه نفر است؟
قوانین بنیاد نوبل در قرن نوزدهم نوشته شد و حداکثر سه نفر را پیشبینی کرد. امروزه بسیاری از پروژهها صدها نفر را درگیر میکنند.
آیا پروژه ژنوم انسان هنوز کامل نشده است؟
نسخه ۲۰۰۴ تقریباً کامل بود، اما بخشهای تکراری و پیچیده هنوز در حال تکمیل است و consortium بینالمللی روی آن کار میکند.
آیا ممکن است در آینده به یکی از این پژوهشگران نوبل اهدا شود؟
بر اساس قوانین فعلی، خیر. شرط زنده بودن برنده و محدودیت سهنفره، شانس بازماندگان را هم از بین برده است.
این فهرست فقط بخشی از فهرست بلندبالای کشفهایی است که نوبل نگرفتند، اما هر روز در آزمایشگاهها، بیمارستانها و حتی گوشیهای هوشمند ما اثرشان را میبینیم.



